لره از ماشین پیاده شد در رو برای زنش باز کرد.زنش گفت:بعضی کارات خیلی رمانتیکه.لره گفت:گه نخور در فقط از بیرون بازمیشه![]()
دختره داره غرق میشه بهش میگم دستتو بده من .میگه میخوای نجاتم پ ن پ میخوام واست لاک بزنم![]()
برچسب:
نویسنده: امیرحسین

برچسب:
نویسنده: امیرحسین
سخن دل دختران:نمردیم یکی افتاد دنبالمون البته سگ بودهاا.ولی بازم پیشرفت خوبی بود
[img]http://www.pic4ever.com/images/4fvfcja.gif[/img]
برچسب:
نویسنده: امیرحسین
فقط برای
خندست هموطنا ناراحت نشن
به ترکه میگن بچه هات بزرگ شدن.میگه:آره هم سیگار میکشن هم فحش میدن![]()
لره با لباس تو رودخونه شنا میکرد.میگن:چکارمیکنی؟میگه لباس میشورم!
میگن مگه لباس شویی ندارین.میگه:داریم ولی سرم توش گیج میره![]()
برچسب:
نویسنده: امیرحسین