لره از ماشین پیاده شد در رو برای زنش باز کرد.زنش گفت:بعضی کارات خیلی رمانتیکه.لره گفت:گه نخور در فقط از بیرون بازمیشه
دختره داره غرق میشه بهش میگم دستتو بده من .میگه میخوای نجاتم پ ن پ میخوام واست لاک بزنم
برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: چهارشنبه 6 / 9 ساعت: 16:17